همه چيز در كمتر از يك شبانه روز اتفاق افتاد: مثل هميشه ؛ دقيقه نود! دنبال آن بوديم كه به مناسبت هفته دولت يك كار خاصي كرده باشيم منتها چه كاري ...هنوز نمي دانستيم!
پنج شنبه بود كه باخبر شديم جناب آقاي صفارهرندي روز بعد مهمان مردم قم هستند ... دو دو تا كه كرديم ديديم ايشان وزير فرهنگ و ارشاد، ما هم يك تشكل فرهنگي – مذهبي... همچين موقعهايي مي گويند كور از خدا چي مي خواد...!
ساعت از 12 شب گذشته بود كه طرح مصاحبه را ريختيم و تا صبح هزار و يك نقشه كه چه طور بتوانيم چند دقيقه اي ايشان را پاي سوالهايمان بنشانيم ...خدا خير بدهد آقاي رسايي را(مدير ارشاد قم را مي گوييم) ... مثل هميشه بار زحمت ما را به دوش گرفتند. صبح كه با واسطه يكي از دوستان با ايشان تماس گرفتيم جواب قطعي را موكول كردند به تماس دوباره اي كه ظهر بايد با ايشان مي گرفتيم... ساعت حدودا 45/11دقيقه بود كه موفق شديم با ايشان تماس بگيريم ...
- سلام؛ خسته نباشد... آقاي رسايي چه خبر ؟!
شايد فكرش را مي كرديم كه خيلي منتظر شنيدن جواب مثبت نبوديم: اقاي صفارهرندي قرار بود بعد از نماز جمعه راهي تهران شوند و علي الظاهر قصد صرف نهار را هم در قم نداشتند...
- يعني هيچ راهي نمانده؟
مانده بود! يك راه مانده بود؛ آن هم به همت بچه ها بستگي داشت. طرح را ايشان دادند:
- برويد پشت در جنوبي مصلي ...آنجا باشيد تا ببينم مي شود كاري كرد...
خيلي منتظر نمانديم. بنده خدا توانسته بود يكي از مسئولين نماز جمعه را مجاب كند كه: چند تا از خواهرهاي هيئت بانوان مبلغه آمده اند و مي خواهند چند دقيقه با آقاي صفار مصاحبه اي داشته باشند. كارشان را راه بيندازيد بي زحمت...!
از در كه وارد شديم هدايتمان كردند به يك اتاق كه پشت جايگاه سخنران بود و بعد انتظار براي آمدن آقاي وزير ... سوالاتمان را هنوز كامل مرور نكرده بوديم كه آقاي صفارهرندي داخل آمدند: مثل هميشه، ساده و صميمي ... بعد از همايش ‹بررسي چالش هاي پيش روي دولت اسلامي› كه ايشان به دعوت ما و دو نهاد ديگر برگزار كننده همايش به قم آمده بودند؛ اين بار دومي بود كه ايشان را در قم زيارت مي كرديم و شايد – كه نه ؛ حتما – خيلي حرفها و صحبت ها بود كه بايد مي زديم اما كار خوب را اقاي رسايي كرد كه همان اول آب پاكي را ريخت روي دستهايمان:
- طولش ندهيد لطفا ... فرصت زيادي نيست!
حالا ما مانده بوديم و انبوه سوالها و حرفهايي كه با خود آورده بوديم و آقاي رسايي كه گاه و بي گاه مچ دستشان را بالا مي آوردند و ساعت را متذكر مي شدند كه: شما را به خدا كمي زودتر...!
* ضمن عرض سلام و خسته نباشد و تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد...آقاي صفارهرندي شما به عنوان عضوي از اعضاي هيئت دولت بعد از يك سال كه از فعاليت آن مي گذرد چه نمره اي به دولت می دهید ؟
من مناسب نمی بینم خود اعضای دولت به خودشان نمره بدهند و به نظرم خدمات دولت باید توسط مردم ارزیابی شود. به هر نسبتی که ارزیابی مردم از کار دولت مثبت تر باشد ما خوشحال تر می شویم و اگر ما ارزیابی اي از کار خودمون داشته باشیم که با ارزیابی مردم منافات داشته باشد در این صورت این مصیبت بزرگی است چون بین دو موضع گیر می کنیم که: از نگاه خودمان باید حمایت کنیم یا از نگاه مردم... من همین جا در بست می گويم که ما طرفدار نگاه مردم هستیم؛ هر چه که مردم بگويند درست است. بنابراین، نمی شود که ما قبلش یك برچسبی بزنیم که مردم نتوانند آن را عوض کنند.
*فكر مي كنيد چهار شعار اصلی دولت ؛يعني عدالت ،مهرورزی ، خدمتگذاري و پيشرفت و تعالي؛ چقدر در جامعه تحقق پیدا کرده و مردم چقدر با اين مفاهيم آشنا شده اند؟
یک واقعیت هست که این شعارها شعارهای اختراعی دولت نبود. این شعارها در حقیقت با وقوع انقلاب اسلامی پيدا شد . آمد و به صورت یک انتظار و توقع بر دل های مردم نشست. مردم اصلا انقلاب را به خاطر عدالت دوست داشتند؛ مردم انقلاب را به خاطر خدمتگذاری و مهرورزی خدمتگذاران خودشان پذیرفتند و دوست داشتند. کاری که دولت جدید کرد آن بود که اولا شعار عدالت و مهرورزی و خدمت و عزت را در جامعه سر دست گرفت و این در حالی بود که بعضی ها در گذشته می خواستند این شعار ها را به زیر بکشند؛ یعنی به نوعی توجیه می تراشیدند که نمی شود عدالت را اجرا کرد؛ نمی شود زیاد برای خدمتگذاری به مردم سرمایه گذاری کرد و ما موظفیم آن چه که به نظرمان می رسد را عمل کنیم. این حرفی بود که بعضی از دولتمردان در گذشته مطرح می کردند. دولت نهم در حقیقت آمد و خط بطلانی بر آن برداشت کشید و بعد حرکت عملی را هم در مسیر تحقق این شعارها آغاز کرد.
*مي شود بيشتر توضيح بدهيد؟
من به طور مثال عرض می کنم این کاری که دولت در جهت توزیع دارايی ها و در آمدهای کشور میان اقشار مردم، تحت عنوان توزیع ‹سهام عدالت› آغاز کرده معناي آن آیا جز این است که حرکت عملی به سمت عدالت از سوي دولت آغاز شده؟ یا مثلا وقتی دولت می گويد که من می خواهم خدمت را تمام و کمال انجام بدهم و مي آيد از نرخ بهره هاي بانکی کم می کند تا مردم آرامش خاطر داشته باشند تا کسی كه می خواهد برود یك کار تولیدی انجام دهد و يا آن کسی که می خواهد کشاورزی خودش را رونق بدهد مواجه نباشد با دغدغه سود بانکیِ خیلی سنگینی که باید بپردازد؛ این آیا نشان دهنده خدمت نیست؟ این که دولت به جای این که همّ خودش را فقط صرف مرکز بکند، برود سراغ ضعیف ترین حلقه ها ی حکومت در شهر ها و روستاهای دور افتاده و اردوی خدمتش را آنجا بزند، آیا این نشان دهنده خدمت بر وفق عدالت نیست؟ به نظرم وقتی دولت چنين حرکتی را آغاز کرده می شود گفت که این اراده ای که قبلا در مقام شعار مطرح کرده بود، به سمتش حرکت نسبی را هم آغاز کرده است. البته باید حاصل بيشترش را در آینده های نزدیک ان شاء الله مشاهده کنیم .
*بعد از واقعه دوم خرداد یک موج سیاسی و فرهنگی در جامعه به وجود آمد و طوری شد که همه درگیرش شدند . انتظار مي رفت كه اگر يك كانديداي انقلابي روی کار بيايد چنین موجی از رونق بیافتد و البته افتاد و متعاقبا مردم هم یك انتظاراتی پیدا کردند. ولی هنوز مثل این که دولت نتوانسته كاري كند كه انتظارات ملت كاملا برآورده شود و مردم بتوانند اين تغییرات را لمس كند. البته درست است كه بايد زمان بگذرد و ما نمی توانیم به اين سرعت توقع تغيير و تحولات آنچناني داشت باشيم ولی به نظر مي رسد هنوز آن اتفاقی که باید بفیتد خیلی نیفتاده که مردم بتوانند با تمام وجود لمسش کنند. شما فكر مي كنيد علتش چيست؟
ببینید شما هم اشاره کردید که نمی شود توقعات را در همین یک ساله محقق كرد. مخصوصا که ما در یك جاهایی از صفر هم شروع نکرده ايم بلكه از زیر صفر شروع کردیم! اول باید خودمان را می رساندیم به نقطه صفر که همه چیز عادی بشود و بعد تازه به سمت جلو حرکت بکنیم. با توجه به این ها من معتقدم که یك جاهایی می شود گفت که يك حرکت قابل قبولی صورت گرفته؛ به طور مثال یك بخش آن در صحنه بین المللی است . واقعا یك نوع سر خوردگی، یك نوع احساس حقارت در جامعه ما بر اثر فشار های بین المللی که به دولتمردان ما وارد می شد وجود داشت و بعضا آن ها را هم وادار به تسلیم مي کرد؛ یعنی عنقریب بود که دست هايشان را بالا ببرند! خب، در دولت جدید حقیقتا این روند معکوس شد؛ یعنی حالا این دولت است که الان قدرتمندان دنیا را به چالش کشیده بدون این که بر طبل جنگ و این ها بخواهد بکوبد. با زبان بسیار ملایم اما مستدل و قوی با یار گیری درست در سطح جهان توانسته است یك اعتماد به نفس جدیدی را به ملت بدهد. من فکر می کنم این بخشی است که قابل مشاهده هست .اگر بروید بين همین جوان ها، احساس سرخوردگی سابق دیگر وجود ندارد بلكه احساس عزت می کنند. این یك دستاورد بزرگ است.
*كلام شما درست است؛ اما در زندگي جاري مردم تغييرات را چگونه مي توان ديد؟
در عرصه رسیدگی به مسائل روزمره مردم هم ببینید واقع مطلب این است که سرمایه گذاری کردن برای کارهایی که ما از آن نتایج بزرگ را انتظار داریم زماني طولانی می طلبد. یك کارخانه برای این که راه بیفتد گاهی چند سال طول می کشد. دولت هم با علم به این که این چیز ها زود به دست نمی آيد دو هدف را براي خودش پيش بيني كرده است. یك هدف گذاری دراز مدت و یک هدف گذاری کوتاه مدت. مثلا رونق بخشیدن به اشتغال در تعرفه طرح های زود بازده دولت است. الان هدف گذاری برای ایجاد یک میلیون شغل در سال جاري یک هدف قابل تحققی است و طوری برنامه ریزی شده که می توانیم به آن برسیم .
سرویس دهی به نسل جوانی که انگیزه هايشان را برای داشتن یك زندگی سالم و جمع و جور داشتند از دست می دادند؛ با اعلام این که ما صندوق مهر رضا را تعبیه کردیم که در موج اولش به همه جوان هايی که در آستانه ازدواج هستند وام ازدواج قابل قبولی بدهد و در مرحله بعد تأمین مسکن برای همه مردم را در دستور کار قرار بدهد، این ها به نظرم می تواند خودش تبدیل به يك موج بشود؛ یعنی بین قشر های مختلف مردم اگر یك چنین امیدی به وجود نیامده بود گمان من این است که در این سفرهای استانی که دولت می کند جوشش محبت مردم در گرد رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت را شاهد نبودیم.
*آقاي صفار هرندي از نگاه شما اين دولت بر اساس چه گفتماني بنا شده است ؟
ببينيد روال کار قبلی ها، گفتمان سازی های ذهنی و تخیلی بود و به درد محفل ها و بحث کردن ها و غيره می خورد. این دولت از این گفتمان سازی های در حقیقت خیالی، خودش را عبور داده و رسانده به مرحله ای که می گويد ما در صحنه عمل نشان خواهیم داد. البته گفتمان غالب این دولت گفتمان انتظار است؛ انتظار برای حکومت واقعی صالحان و شایستگان يعني همان وعده خداوندی و من فکر می کنم که اگر روي این گفتمان دوستان دانشجوی ما، دوستان طلبه ما، جوانان ما بنشینند و بررسی بکنند آنوقت خواهند دید که می شود بحث جدی و به درد بخور همه محفلهايمان را بر اساس همين گفتمان قرار بدهیم و آینده را با این نگاه ان شاء الله در نظر بگیریم.
*چندي پيش دکتر الهام از یکی ازروزنامه ها شكايتي داشت و سر آن ماجرا حرف ها و حديث هاي زيادي پيش آمد.شما به عنوان عضوي از اعضاي هيئت دولت، فكر مي كنيد دولت مرز بین تخریب و انتقاد را چگونه مي سنجد؟
دولت از انتقاد حمایت می کند و اصلا این را کمک به دولت تلقی می كند . یعنی اگر انتقاد سازنده و سالم صورت بگیرد این دولت احساس می کند كه دارد کمک می شود. آن چیزی که سبب شد آقای الهام آن صحبت ها را داشته باشند -که حالا زمانش هم خیلی مناسب نبود- تهمت ها و دروغ زنی هایی ست که دارد اطراف دولت و به خصوص شخص رئیس جمهور مي گردد. کسی مثلا بيايد و بگويد فلانی ها بردند و خوردند، خب باید این ها را اثبات بکند يا اينكه بگويد فلانی ها فامیلهای خودشون را آورده اند سر کار، بعد یك موردش را هم نتواند نشان بدهد... طبیعی است که دروغ زنی با انتقاد سازنده كردن، فرق دارد.
*آقاي وزير در مورد كنترل فیلم هايي كه مناسب سينماي يك كشور اسلامي نيست، چه کرده اید ؟
متاسفانه آنچه که هنوز دارد نمایش داده می شود یك سری اش همان چیزهای گذشته است. تولیداتی که یك مقدار باید در آن موازین رعایت شده باشد هنوز به دست نیامده... انتظار هم نداشته باشید در حوزه فیلم و کار هنری يك مرتبه همه چيز درست شود. ما زمان بیشتر می خواهیم. اجازه بدهید با تحمل و تامل، درست پیش برویم. من آن موقع می توانم به شما وعده روزهای بهتري را در طول مثلا یك يا دوسال آینده بدهم.
* به نظر مي رسد بهترين راه، حمایت از کارگردانان متعهد باشد در اين زمينه كاري صورت گرفته است؟
همین طور است و ما هم اين كار را كرده ايم. به این معنا که ما آن ها را فرا مي خوانيم با ايشان صحبت می کنیم و بهشان قول مي دهيم که حمایت ما بیش تر شامل حال آنها می شود.
*از آنجايي كه شما وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستيد يكي از مسائلي كه در حوزه مسئوليت شما مطرح مي شود كيفيت عملي شدن دستورات اسلامي در جامعه است و به همين جهت بعضا مسائلي از اين قبيل حتي اگر در محدوده وزارت شما نباشد را متوجه شما مي دانند. براي مثال آنچه امروز در ورزش بانوان اتفاق مي افتد مانند عدم رعايت حد و مرز هاي شرعي كه با حضور داوران مرد در ميدان مسابقات بانوان صورت مي گيرد يا پوشش نامناسب بانوان درمقابل آقايان و چيزهاي ديگري از اين دست...دراين باره چه توضيحي داريد؟
شما بايد یك وقتی آقای علی آبادی را به همین هیئتتان دعوت کنید و اعتراض خودتان رو به ايشان منعکس کنید بعضی از این چیز ها را واقعا باید اعتراض کرد حالا یا لا اقل تلویزیون نشان ندهد که چنین اشتباهاتی تثبیت نشود. من هم این مخالفت شما رو منتقل می کنم.
( خدا را شكر.. مصاحبه بعدي هم جور شد!! آقاي علي آبادي منتظر ما باشيد!)
*آقاي صفار،در مسافرت استانی اي كه داريد خانواده را همراه مي بريد؟
نه .
*مواقعي كه در سفر هستيد به ايشان سخت نمی گذرد ؟
فکر می کنم اون ها می بينند كه من مسولیت جدید را پذیرفته ام. آن ها هم پذیرای سختی های قبول مسولیت شده اند.
*چند تا فرزند دارید ؟
دو تا .
*پسر یا دختر ؟
پسر هستند.
*با خانواده راجع به کار صحبت می کنید ؟
کم نه!
* و آخرين سوال هم درباره هيئت بانوان مبلغه ...آقاي صفار، نظر شما راجع به شعار هیئت ما که تهذیب ،بصیرت و تشکل است چیست ؟
باید به خاطر حسن انتخابتان بهتان تبریک گفت. واژه های بسیار قشنگی را انتخاب کرده اید .در مورد بصیرت تاکید بیشتری دارم و همان کلام مولا امیر المومنین(ع) که اگر اشتباه نکنم فرمودند "لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر". این بار سنگین را نمی شود برداشت مگر باکسانی که اهل صبر _صبر را هم حالا باید معنا کرد. من به استقامت معنی می كنم و هم به یك اعتباری به عبادات یعنی ‹اهل تعبد› _و اهل بصر كه همان بصیرتی است که شما شعار خودتان کرده اید: روشن بینی و داشتن تحلیل درست از شرایط زمان .
*آقاي وزير ، از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد بي نهايت متشكريم...
اميدوارم كه هميشه موفق باشيد.