تبليغاتX
هیئت بانوان مبلغه دولت اسلامی

هیئت بانوان مبلغه دولت اسلامی

تهذیب- بصیرت - تشکل

 

مردانه عزم سفر داشت وقتی خداحافظی کرد

از راز خود پرده برداشت وقتی خداحافظی کرد

 

با اشتیاقی فراوان، دنبال او مادر من

قرآن و آیینه برداشت وقتی خداحافظی کرد

 

دستی تکان داد و رد شد آن رفتن آخرش بود

هر کس که می دید پنداشت وقتی خداحافظی کرد

 

لبخند سرخ لبانش مانند صبحی طلایی

بر تیرگی پرچم افراشت وقتی خداحافظی کرد

 

در واپسین لحظه حتی چیزی نمی گفت اما

آوای قرآن به لب داشت وقتی خداحافظی کرد

اسماعیل سکاک

 بانوان مبلغه دولت اسلامی فرارسیدن هفته غرور آفرین دفاع مقدس را به حماسه سازان ایران اسلامی تبریک می گوید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/02ساعت 1:22  توسط سردبیر  | 

سخنان اخیر پاپ بالاترین مقام کاتولیک که موج جدیدی از اعتراضات را در میان مسلمین و منصفان متدین به ادیان دیگر رقم زد ، واقعیتهای بسیاری را از پس پرده ابهام درآورد و در مقابل چشمان جهانیان قرار داد. بی تردید آنچه اتفاق افتاد؛ نه فقط یک اظهار نظر ساده ،که بازتاب سیاست های خاصی بود که از سوی قدرتهای امپریالیستی و صهیونیستی در جریان است.

 

بر خلاف تصور عده ای که نسبت دادن این اظهار نظر تاسف برانگیز را به سیاستهای دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی، خلاف واقع و وهمی متعصبانه می دانند، با نگاهی گذرا به آنچه در سالهای اخیر روی داد، می توان به وضوح رابطه این جریانات به هم پیوسته را چونان حلقه های یک زنجیره مشاهده کرد.

آنچه مسلم است آن که در عصر حاضر ، چالش اصلی پیش روی دولتمردان آمریکا موج بیداری مسلمانان جهان و مداخله ایشان در معادلات کلان جهانی است. این موج که حقیقتا و به اذعان صریح  مستشرقین و کارشناسان مسائل جهانی، با پیروزی شگفت انگیز انقلاب اسلامی ایران ایجاد شد ، روح تازه ای را در کالبد مسلمانان جهان دمید و انان را به این باور رسانید که به کمک نیروی اسلام ، می توان با اعتماد به نفس در عرصه های جهانی حاضر شد و در مقابل یکه تازی های غرب ایستاد. استقبال عجیب جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران و محبت خاص ایشان نسبت به امام راحل (ره) بارزترین مصداق این امر است.

 

 اگر چه تبلیغات منفی آمریکا و همپیمانان آن ، انقلاب روی کار آمده در ایران را موجی زودگذر و ناپایدار معرفی می کرد اما به تدریج و با گذشت سالیان متعدد از زمان پیروزی انقلاب و به خصوص، پیروزی مجاهدین جان بر کف ایران اسلامی در هشت سال جنگ تجمیلی ، به خوبی این واقعیت را در پیشگاه همگان آشکار کرد که تعهد یک ملت به اسلام و تدین واقعی به آن، نه تنها باعث سرخوردگی و انزوای از معادلات جهانی نخواهد شد؛ که خود باعث پیشرفت و جبران عقب ماندگی ها خواهد بود. این اتفاق مبارک، ملت های مسلمان زیادی را تحت الشعاع خود قرار داد و دوره جدیدی را در میان مسلمانان پایه گذارد. دولت آمریکا که به دنبال تحقق رویای حاکمیت بر جهان، منافع اصلی خود را از استعمار فرهنگی و اقتصادی ملل جهان تامین می کند با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، از این موج جدید احساس خطر کرد و تمامی هم و غم خود را مصروف جلوگیری از گسترش بیش از پیش این رویکرد در جهان اسلام و بلکه سایر کشورهایی قرار داد که از استقلال ایران در مقابل جهان غرب متاثر شده بودند.

 

با وجود میلیاردها دلار بودجه پیش بینی شده برای براندازی انقلاب روی کار آمده در ایران و نیز کنترل و از بین بردن دگراندیشی جهان اسلام، روز به روز بر گستره این تفکر انقلابی – اسلامی افزوده شد. به مرور و با مطرح شدن بیش از پیش اسلام در جوامع غربی ، تهدید تازه ای منافع آمریکا را نشانه گرفت و آن، تمایل ملل غرب برای آشنایی بیشتر با دینی بود که در عرصه قدرت نمایی جهانی، ظهوری دوباره کرده بود. سیاستمداران آمریکایی و دول غربی به خوبی متوجه این امر بودند که رویکرد جدید ادیان مختلف نسبت به دین مقدس اسلام ، در واقع شروع رویش جدی قدرت بزرگی در برابر زیاده خواهی ها و کارشکنی های آنان خواهد بود. اسلام، دینی بود که با معرفی آمریکا به عنوان شیطانی بزرگ و سرمنشا تمامی فلاکت های ملل مظلوم توسط مروج واقعی اش در عصر حاضر– امام خمینی (ره) – عملا در رویارویی سیاستهای استکبارانه آمریکا قرار گرفته بود و مسلما قدرت یابی این دین بزرگ، می توانست به راحتی تمامی معادلات و سیاست های امپریالیستی آمریکا را به باد فنا بدهد. از این روست که می توان به اتفاقات سالهای اخیر از این منظر نگریست.

 

ماجرای بحث برانگیز یازده سپتامبر که شروع یک توطئه بزرگ علیه اسلام بود، به خوبی این موضوع را روشن کرد. اگر چه در ابتدا موج تبلیغاتی رسانه های منسوب به آمریکا ، مسبب اصلی آن جنایت ضد بشری را مسلمانان معرفی کردند اما زودتر از آنچه تصور  می شد واقعیت ماجرا مشخص و رد پای یک توطئه حساب شده علیه مسلمانان هویدا شد.

گروه القاعده و غوغای تبلیغاتی علیه آن نیز برگ دیگری از این دفتر بود. آمریکا که به استناد مدارک موثق، خود پرورش دهنده اصلی آن بود، در بزنگاه جریانات جهانی، موج وحشتی را از اقدامات تروریستی آن گروه ایجاد کرد تا به زعم خود ، نفرت جهانی را نسبت به دین آسمانی اسلام گسترش دهد.

 تروریست مطرح کردن دو کشور افغانستان و عراق - به عنوان دو کشور اسلامی- و طرح ریزی حمله و اشغال آن ؛ اگر چه از ابعاد مختلفی قابل تامل است؛ اما اقدام شرارت بار دیگری برای نمایش دادن چهره ای زشت و نفرت بار از اسلام محسوب می شد.

ماجرای محاکمات صدام نیز که خود ماجرایی دیگر داشت :در دست گرفتن قرآن توسط صدام هنگامی که به سبب قتل عام هزاران نفر محاکمه می شد و یا خواندن نماز در صحن دادگاه در حالیکه چشمان جهانیان به او به عنوان یک جنایتکار تاریخی می نگریست ، طرحی موذیانه و شیطنت بار برای ایجاد تصوری خلاف واقع از اسلام بود.

اهانت روزنامه های دانمارکی و فرانسوی به پیامبر مکرم اسلام که در سال اخیر اتفاق افتاد،نیز یکی از پلیدترین و بی شرمانه ترین توطئه ها علیه مقدسات اسلامی و واژگون نمودن ارزش های این دین محسوب می شد. طرح کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام در حالتهای مختلف که هر کدام در صدد نسبت دادن مسائل غیر اخلاقی و غیر انسانی به مقام شامخ ایشان بود علاوه بر ایجاد بحران مذهبی و استارت درگیری ها و اختلافات میان اسلام و سایر ادیان ، به دنبال تحقق همان هدف اصلی صورت گرفت.

ساخت و نمایش بی سابقه فیلم های ضد اسلامی در هالیوود و زیر سوال بردن ارزشهای اسلامی در آن نیز اقدام دیگری در جهت رویگردان کردن افکار جهانی از اسلام بوده و هست.

برافروختن آتش کینه در میان شیعیان و اهل سنت نیز که با اقدام هولناک تخریب حرمین امامین عسگریین رقم خورد اقدامی دیگر در جهت ایجاد فتنه و در نهایت، ضعیف کردن نیروهای اسلامی بود…

 

بی شک امروزه اقدامات بیشمار صورت گرفته از سوی قدرتهای غربی در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همگی به دنبال یک هدف مشخص بوده اند به اندازه ای روشن و اظهر من الشمس شده است که به یادآوری مجدد آنها نیازی نیست؛ لیکن به رغم تلاش بسیار صورت گرفته موج ایجاد شده به حمد لله بسیاری از ملل مسلمان و غیر مسلمان را بیدار و متوجه حق و باطل کرده است.

بیانات ضد آمریکایی مقامات سوری و همصدا شدن ملت سوریه با ملت ایران ، مهمترین مصداق عینی عصر حاضر است. به گونه ای که امروز در کنار ایران – که همواره به سبب تعهد و تدین به اسلام ناب محمدی(ص) از سوی امپریالیسم و صهیونیسم جهانی تحت فشار بوده است –سوریه نیز آماج تهمت ها و تهدید های دول مذکور قرار گرفته است. ا

ستقبال بی نظیر ملتهای مختلف جهان از مقامات جمهوری اسلامی ایران که در سفر های اخیر ریاست جمهوری و ریاست مجلس صورت گرفت نشان از آن داشت که محبوبیت اسلام نه تنها در جهان افول نکرده که به مراتب بیش از پیش رخ می نماید.

جنجال بی مانند دولتهای غربی به سرکردگی آمریکا در جریان پرونده هسته ای ایران به خوبی دست و پا زدن ایشان را برای مهار ایرانی اسلامی، قدرتمند و موثر در منطقه را به مرثه ظهور گذاشت و بالاخره پیروزی حماسی حزب الله لبنان در تهاجم سی و سه روزه اسرائیل به خاک لبنان و فرو پاشیدن هیمنه پوشالین اسرائیل، خواب پریشان دولتمردان آمریکایی و اسرائیلی را به کابوسی هولناک تبدیل کرد تا به وضوح قدرت بی مانند اسلام را در برابر یکی از بزرگترین و مسلح ترین ارتش های جهان به نظاره بنشینند.تمایل و علاقه بی مانند مردم جهان به حزب الله لبنان به عنوان گروهی اسلامی و شیعی در واقع بی اثر شدن تمامی نقشه ها و توطئه های حجیمی بود که بر پیکره اسلام وارد شد.

 

و بالاخره اکنون در مرحله ای جدید از رویارویی قدرتهای درمانده جهانی با دین آسمانی اسلام، شاهدیم که از تریبون مذهبی ایشان، اسلامِ عدالت طلب و صلح جو ، دینی خشن، و جهاد – که شعار اصلی مقاومت حزب الله در جنگ اخیر بود – به عنوان حکمی ضد بشری معرفی می شود! توطئه جدید به قدری مضحک و بی اساس بود که سران مذهبی فرقه های مختلف مسیحیت پیش از همه، از ایراد آن توسط پاپ ابراز تاسف و تعجب کردند و از سوی دیگر عکس العمل به حق و به موقع  مسلمانان جهان در قبال این ظلم آشکار، اطرافیان پاپ را وادار به صدور پیام عذر خواهی کرد. امر مسلم آن است که با هوشیاری جهان اسلام و اقدامات عزتمند مقامات دول اسلامی، این توطئه و توطئه های دیگر نیز نیز از بین خواهد رفت و آنچه خواهد ماند؛ عزت و شرف اسلام عزیز است.

ان شاء الله

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/06/29ساعت 15:9  توسط سردبیر  | 

بخشی از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون یوم الله هفدهم شهریور

 

نكته قابل توجّهى به مناسبت هفدهم شهريور عرض كنم، كه اين روزها، روزهاى ماندگارى در تاريخ ماست. من از روز هفدهم شهريور سال 1357 خاطره‏اى در ذهن دارم. قبل از آن كه اين حادثه خونبار در تهران اتّفاق بيفتد، سياست رژيم ستمشاهى به دنبال اين بود كه مبارزان و به تبع آن ملت ايران را، به تندرو و كندرو، افراطى و معتدل تقسيم كند.

 

اين، نكته خيلى قابل توجّهى است كه امروز مثل آيينه‏اى، همه عبرتها را به ما درس مى‏دهد. كسى كه روزنامه‏هاى آن وقت و اظهارات مسؤولان رژيم ستمشاهى را مطالعه مى‏كرد، مى‏فهميد كه اينها مى‏خواهند كسانى را كه در مقابل آنها هستند و مبارزه مى‏كنند، از هم جدا كنند. عدّه‏اى را كه طرفداران و علاقه‏مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار مى‏كردند، به عنوان تندرو و افراطى و متعصّب معرفى مى‏كردند. در مقابل اينها هم، بعضى از كسانى را كه علاقه‏مند به مبارزه بودند، ولى خيلى جدّى در آن راه نبودند، يا جدّى بودند، ولى دستگاه آن‏طور خيال مى‏كرد اينها جديّتى ندارند، به عنوان افرادى كه معتدلند و با اينها مى‏شود مذاكره و صحبت كرد، معرفى مى‏كردند. من در آن روز اين احساس خطر را كردم. آن زمان من در جيرفت تبعيد بودم. شايد روز چهاردهم يا پانزدهم شهريور بود. به يكى از آقايان معروف كه در قم بود، نامه‏اى نوشتم و اين سياست رژيم را براى آن آقا تشريح كردم و گفتم اينها با اين تدبيرِ خباثت‏آميز مى‏خواهند بهانه‏اى براى سختگيرى بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اين‏كه خودتان بخواهيد، در مقابل آنها قرار دهند. اين نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهريور بود كه راديو و روزنامه‏ها، خبر كشتار هفده شهريور را پخش كردند. فرداى آن روز، ما در جيرفت از اين قضيه مطّلع شديم. من برداشتم در حاشيه آن نامه براى آن آقا نوشتم كه:باش تا صبح دولتش بدمد، كاين هنوز از نتايج سحر است. آن نامه را به وسيله مسافر، براى آن آقاى محترم فرستادم. آنها شروع كردند سختگيريها را عليه مبارزان و انقلابيون حقيقى راه انداختن كه نمونه‏اش كشتار هفدهم شهريور بود.

 

      


عين همين سياست را دشمنان ما از چند سال بعد از آغاز پيروزى انقلاب، در خارج شروع كردند كه تا امروز هم ادامه دارد. مى‏نشينند تحليل مى‏كنند كه فلان كسان تندروند، متعصّبند، متحجّرند؛ فلان كسان معتدلند، فلان كسان قابل مذاكره نيستند، فلان كسان هستند! با آن برداشتهاى غلط و ناقص، پيش خودشان مى‏نشينند و تحليل مى‏كنند و در راديوهايشان پخش مى‏شود! من آنچه را كه براى آگاهى ملت عزيز مى‏خواهم عرض كنم، اين است كه بدانيد اين همان سياست است؛ اين همان تدبير خباثت‏آميز است كه هجده، نوزده سال پيش، به وسيله عوامل آنها در داخل ايران انجام مى‏گرفت؛ امروز هم به وسيله همان طرّاحان و سياستگذاران در سطح جهانى، باز ناظر به نظام اسلامى و انقلاب اسلامى انجام  می گیرد


بحمداللَّه خداى متعال دشمنان ما را از كسانى قرار داده است كه اين ملت و اين فرهنگ و اين حركت و مبارزه را نمى‏شناسند و نتوانستند بشناسند. خداى متعال چشمهاى آنها را بست: «وجعل على بصر غشاوة»؛ (۲۳ جاثیه)نمى‏توانند درك‏كنند كه در داخل اين كشور چه خبر است؛ روحانيون محترم، علماى بزرگوار، سياسيّون كشور، مسؤولان عالى‏مقام چه كسانى هستند، چى هستند، چه مى‏گويند و حرفشان چيست. البته شايد كسانى هم در بين اينها هستند كه حقيقت را مى‏دانند و براى مصلحت وقت، چيزى بيان مى‏كنند. اين حرفهايى كه مى‏زنند، همه يا از روى جهالت است، يا از روى خباثت و يا توأم! هم اين ملت را نمى‏شناسند، هم قصد شيطنت و خباثت دارند.


برادران عزيز، خواهران عزيز و همه ملت ايران!
آنچه كه امروز در مقابل مسؤولان اين كشور است، راه حاكميت مطلق احكام نورانى اسلام بر زندگى جامعه و يكايك افراد ما و نيز تحكيم نظام حقيقى اسلامى است. اندكى در اين ترديد نكنيد؛ بگذاريد آنها هر چه مى‏خواهند، بگويند. خواهشهاى دل خودشان است كه اين تعبيرات ظاهر مى‏شود: فلان كس طرفدار ماست، فلان كس علاقه‏مند به رابطه با ماست، فلان كس مخالف تندروى است، فلان كس چنان است. تندروى و كندروى، در ذهن آنهاست.

 

 اين نظام، يكى از بزرگترين خاصيتهايش، مقابله با استكبار و تفرعن قدرتهاى مستكبر عالم است. نظام اسلامى، در مقابل زورگويىِ هيچ قدرتى، يك لحظه كوتاه نخواهد آمد. ما مى‏دانيم كه چون عدل و حق، جريان اصلى و طبيعى عالم وجود است و حركت موجودات و همه اجزاى عالم و رشد همه سلّولهاى موجود زنده و حركت همه ملكولهاى اشيا و اجسام در جهت حقّ است؛ رشد غير حق، رشد باطل و رشد سرطانى است و محكوم به فناست. بنابراين هرحركتى كه بر اساس داعيه حق باشد و تلاش و مجاهدت پشت سر آن باشد، آن پيروز خواهد شد. لذا ما كه ادّعا مى‏كنيم و مى‏گوييم ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى، بالاخره مستكبران را از تحت تفرعشان به خاك خواهند كشيد، بر اين اساس - يعنى قاعده و قانون عالم آفرينش - حرف مى‏زنيم.البته «انّهم يرونه بعيدا و نريه قريباً».(معارج /۶)

 

ظاهربين اين را دور مى‏بينند؛ همچنان كه در دوران مبارزات، آدمهاى ظاهربين، زوال حكومت پهلوى و رژيم ستمشاهى را هم دور از دسترس، بلكه ناممكن مى‏ديدند؛ اما ممكن بود و محقّق شد و انجام گرفت. ده سال قبل از اين، اگر كسى ادّعا مى‏كرد كه رژيم ماركسيستى از روى عالم محو خواهد شد و از اتّحاد جماهير شوروى با آن نام و نشان، اثرى باقى نخواهد ماند، هيچ‏كس از افراد ظاهربين باور نمى‏كرد.خيلى از حقايق عالم، اين‏گونه است.


استكبار و تفرعنِ بشرى و استبداد نسبت به ملتها، در عالم باقى‏ماندنى نيست. اگر شما مى‏بينيد كه فلان قدرت و بهمان قدرت و در رأس همه، رژيم ظالم و ستمگر امريكا، امروز اين حرفها را با فرياد و عربده بيان مى‏كنند، گمان نكنيد كه اينها هم به معناى قدرت حقيقى و ماندگار است؛ نخير، هيچ اعتبارى ندارد. ما نمى‏خواهيم پيشگويى كنيم و زمان معيّن نماييم؛ طبيعت عالم اين است كه حق پيروز مى‏شود، به شرط اين‏كه اهل حق دنبال آن بايستند و مبارزه كنند و براى آن تلاش نمايند.


ملت ايران به فضل پروردگار در همه اين ميدانها پيروز
خواهد شد. به لطف الهى، تا امروز بر همه موانع فائق آمده است؛ در آينده نيز همين‏طور خواهد بود. گمان نكنيد كه ملت ايران چون در دنيا پشتيبانى قدرتها را ندارد، ضعيف است؛ نخير، خيلى قوى است؛ به خاطر اين‏كه همين معنويت و همين ايمان در اوست و همين مسؤولان دلسوز و علاقه‏مند و مؤمن در اين كشور تلاش و كار مى‏كنند.

 

 

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/17ساعت 22:12  توسط سردبیر  | 

همايش بانوان و مهدويت در عصر جديد روز گذشته با حضور جمعي از بانوان استان قم در محل مجتمع امام خميني (ره) برگزار شد. در اين نشست كه به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد استان و در حاشيه «جشنواره فرهنگي- هنري طليعه ظهور» برگزار شد چندين محور پيرامون موضوع زنان و مهدويت به بحث گذارده شد. در ابتداي نشست حضرت آيت الله خزعلي (حفظه الله) ضمن تبريك عيد بزرگ نيمه شعبان ،در رابطه با موعود آخرالزمان و شان آن حضرت، مطالبي را ايراد فرمودند و سپس به طور خاص به موضوع نشست پرداختند.

در اين جلسه كه مسئول فرهنگ وارشاد قم حجه الاسلام والمسلمين رسايي نيز حضور داشت؛همچنين استاد مجاهدي، شاعر و مديحه سراي خاندان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) ابياتي را در مدح امام زمان(عج) قرائت نمودند كه حال و هواي خاصي به جلسه بخشيد.

در ادامه نشست ، ميزگردي با حضور سه تن از اساتيد حوزه و دانشگاه برگزار شد تا با حضور سه تن از اساتيد حوزه و دانشگاه، خانم ها دكتر طيبي،دكتر سخايي و دكتر خزعلي دو محور ‹ صفات و خصوصيات بانوي عصر انتظار ›و ‹ تاثير مهدويت در زنان خارج از كشور › به مناظره گذارده شود.

كارشناسان نشست در رابطه با تبيين خصوصيات منتظر واقعي، تشريح وظايف زنان در عرصه منتظر پروري و نيز  زمينه سازي ظهور، بررسي ويژگي هاي زناني كه در عصر ظهور رجعت خواهند داشت و موضوعات ديگري از اين دست، به بحث و گفتگو پرداختند.

 

          

جشنواره بزرگ طليعه ظهور كه در روز يازده   شهريور و با حضورمعاون هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي افتتاح شد از بخش هاي متنوع و متناسب با گروههاي سني مختلف برخوردار است. در اين جشنواره آثار فرهنگي و هنري با موضوع مهدويت در رشته‌هاي تجسمي، خوشنويسي، عكاسي، نماهنگ، فيلم‌هاي سينمايي و  مستند،  سرود و تئاتر  در معرض ديد قرار گرفته است.برگزاري نشست‌هاي تخصصي، پاسخ به سؤالات، برگزاري نمايشگاه كتاب، معرفي سايت، وبلاگ و نرم‌افزار با موضوع مهدويت ،برگزاري غرفه‌هاي هنري ويژه كودكان، برگزاري  مسابقاتي با موضوعات نامه‌اي به امام زمان (عج)، رمان، شعر، داستان کوتاه و کتاب‌خواني ،از ديگر بخش‌هاي اين جشنواره مي باشد.

لازم به ذكر است اين جشنواره تا بيستم شهريور، از ساعت 9 الي 12 ظهر  و نيزاز ساعت 16 تا 21 براي بازديد عموم داير است.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/17ساعت 17:59  توسط   | 

  اول این عکس را ببینید:

    توهين به مقدسات اسلامي...به همين راحتي!

اولین چیزی که به نظرتان آمد چه بود؟!

جز چند بطری نوشابه ی آمریکایی کوکاکولا؟! ... و حتما بعد از آنکه دقت کردید متوجه شدید آنچه شاهد آن هستید نماز عده ایست که پشت سر امام جماعت در حال سجده اند...!!!

دشمن برای حداقل ضربه ها، حداکثر خلاقیت خود را به کار می برد و آن سوتر، ما...هنوز اندر خم یک کوچه!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/06/13ساعت 1:55  توسط سردبیر  | 

هفته دولت كه به ياد دو فرزند پاك ملت و دو ستاره آسمان خدمت ، شهيدان رجايي و با هنر، از دوم تا هشتم شهريور هر سال، پر شكوه تر از سال پيش، بزرگ داشته مي شود؛ فرصتي است براي بازنگري دوباره بر عملكردها و فعاليت مجموعه هيئت دولت و تاملي عميق تر براي بازشناسي هر آنچه موجب تقويت يا ضعف دستگاه اجرايي كشور مي شود. امسال نيز دولت نهم در حالي اين هفته را پشت سر گذارد كه يك سال از فعاليت شبانه روز آن، در راه خدمت رساني به ملت شريف و نيز تحقق شعارهاي انتخاباتي رياست محترم جمهوري مي گذرد.

در ميان تمام برنامه ها و نشست هايي كه به همين مناسبت در طول هفته گذشته صورت گرفت، ديدار هيئت دولت با مقام معظم رهبري(مد ظله العالي)  كه در روز دوشنبه برگزار شد از اهميت خاصي برخوردار است. رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالي) كه اين دولت را صراحتا يكي از محبوب ترين دولت هاي صد سال اخير مي دانند، در اين نشست به خوبي آنچه را كه مي تواند راهگشاي دولت اصولگراي نهم در سال جديد كاري و چه بسا در طول عمر خدمتگزاري اش باشد، تبيين نموده و توصيه هاي حكيمانه اي را جهت تقويت بيش از پيش دولت در راه انجام هر چه بهتر وظايف و مسئوليت ها ايراد فرمودند.

در اين ديدار رهبر معزز انقلاب ضمن ارزيابي كلي از عملكرد يك ساله دولت، بار ديگر به روشنگري و شفاف سازي شاخص هاي اصولگرايي پرداختند تا اهتمام و توجه خاص ايشان به اين موضوع، مسئولين كشوري را متوجه اين امر بنمايد كه اصولگرايي و لوازم آن، بهترين و مطمئن ترين راه خدمتگزاري مسئولين يك كشور اسلامي است.

ايشان در ادامه مطالب خود به ايراد توصيه هايي به شخص رئيس جمهور و كابينه دولت نهم پرداختند و در اين گذار به طور ضمني، ضعف ها و كاستي هاي دولتهاي گذشته را به ياد مسئولين دولت جديد آورده تا ضمن اجتناب از آن ، در جهت تقويت دولت تلاش كنند.آنچه كه از مطالعه دقيق اين توصيه ها به دست مي آيد ،توجه خاص معظم له به ملت و تلاش براي عزتمندي و حل مشكلات مردم است؛ به گونه اي كه از هر توصيه، بوي خدمت به مردم و كوشش جهت بزرگداشت آنان به مشام مي رسد و اين مسئله به واقع، خط بطلاني است بر دو نظريه ي كشورداري، كه يكي اقتصاد و ديگري سياست را محور امور مي داند و در اين بين توجه به ملت به عنوان اصلي ترين پايه نظام و كشور ناديده گرفته مي شود.

به نظر مي رسد اهميت فرموده هاي رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالي) در اين ديدار، به حدي است كه مي بايست لا اقل يك بار ديگر آن را با دقت و تامل بيشتر مرور كنيم. به همين جهت و به منظور سهولت بيشتر درك آن مطالب ، گزارش فهرست واري از فرموده هاي ايشان را در ادامه آورده ايم كه اميدواريم بتواند مورد استفاده محققين و تحليلگران مسائل سياسي واقع شود.

همچنين گزارشي از عملكرد يك ساله دولت كه توسط رياست محترم جمهوري در همين ديدار ارائه شد را نيز ضميمه اين مطلب كرده ايم كه مطالعه آن خالي از لطف نخواهد بود.

 

 

 

ارزيابی کلی از دولت در دوره کنونی:

ايشان موقعيت فعلي دولت را در طول بيست و هفت سال گذشته استثنائي خواندند و شاهد اين مطلب را در چند بند ارائه كردند:

1-   انطباق شعارها و اهداف دولت با مبانی انقلاباسلامی و امام خمینی (ره).

2-   اعتماد مردم به دولت.

3-ابهت و عظمت کم سابقه بین المللی ملت ایران و نظام اسلامی در سايه سياست عزتمدارانه دولت.

4-  برجسته شدن دولت نهم و بهویژه شخص رئیس جمهور به سبب تلاش بی وقفه برای خدمت به مردم.

 5- امیدواري و خوش بيني مردم به جهت سفرهای پربرکت رئیس جمهور و دولت به استانها.

 

شاخص های اصولگرايی  :

1-      عدالت گستری و عدالت خواهی. 

2-       انس با خدا و قرآن.

3-      فسادستیزی.  

4-      سلامت اعتقادی و اخلاقی.

5-      اعتزاز به اسلام و نهراسیدن از بیان صریح جهتگیریهای اسلامی.

6-     ساده زیستی و مردم گرایی.

7-      تواضع و اجتناب از غرور.

8-      اجتناب از اسراف.

9-      خردگرایی در تصمیم گیری و عمل.

10-   مسئولیت پذیری و پاسخگویی.

11-   اهتمام به علم و پیشرفت علمی.

12-  سعه صدر و تحمل مخالف.

13-   اجتناب از هوای نفس شخصی و گروهی.

14-   شایسته سالاری.

15-   نظارت بر عملکرد زیر مجموعه.

16-   تلاش بی وقفه برای خدمت.

17-   قانونگرائی.

18-  شجاعت و قاطعیت در بیان و اِعمال حق.

 

 

توصيه ها به دولت :

1-     حداکثر استفاده از این شرایط استثنائی در جهت تحقق اهداف و شعارهای اعلام شده.

2-     لزوم اهتمام به طرحها و اقدامات بلندمدت در کنار توجه به مشکلات و مسائل جاری.

3-     استفاده از نظرات کارشناسان صادق و مؤمن در همه کارها.

4-     تعامل و هماهنگی با قوه قضائيه و مقننه.

5-     تعامل با نخبگان همفکر و با اخلاص.

6-     استفاده از ظرفیت مدیریتی کشور.

7-     سالم سازی دستگاه عظیم اداری و دیوانی.

8-     کاهش تصدی گری دولت.

9-     ارائه مدل مشخص تمرکز زدایی براساس آمایش سرزمین و خصوصیات قومی و اقلیمی.

10-  پیگیری جدی مبارزه با فساد و برخورد بی مهابا و همراه با تدبیر با تخلفات و فساد مالی.

11-  حفظ سرمایه های ملی بویژه منابع طبیعی.

12-   پرهیز از سطحی نگری و عوام گرایی در مسائل فرهنگی.

13-   توجه بیش از پیش به بودجه ي تحقیقات و پژوهشهای علمی.

14-  تسریع در راه اندازی بنیاد نخبگان و دفتر ارتباط علم و صنعت و نيز تقويت صندوق حمایت از پژوهشگران.

15-   لزوم حفظ تحرک موجود در دیپلماسی کشور.

16-   هماهنگی فعالیتهای اقتصادی بین المللی با دستگاه دیپلماسی .

17-  در نظر گرفتن عدالت در اعطای تسهیلات بانکی.

18-  تسریع در اجرای طرحهای نیمه تمام.

19- تشریح اقدامات خوب اقتصادی دولت از جمله: طرح واگذاری سهام عدالت و نيز تأسیس صندوق مهر امام رضا (ع) با شکلی هنرمندانه و قابل فهم برای مردم.

20-  پیگیری و نظارت جدی تلاش برای تحقق وعده ها.

21-   داوری نقاط قوت و ضعف بدون تعصب هر بخش با استفاده از نظرات افراد دلسوز .

22-  لزوم مشخص شدن اولویت های کاری دولت و تمرکز بر آن اولویت ها.

23-  لحاظ سیاستهای سند چشم انداز در جهت گیریها و برنامه های دولت.

24-  همراه کردن سرعت و دقت در کارها.

25-   پرهیز از شتاب زدگی.

26-   تدبیر و درایت در تصمیم گیری ها.

27-   توجه به محدودیت امکانات و منابع مالی کشور، در کنار مطالبات متراکم مردم.

28-   بیان صادقانه ناممکن بودن برآورده شدن برخی خواسته های مردمي جهت دامن نزدن به توقعات .

 

محور های گزارش دکتر احمدی نژاد:

1-     طرح توزیع سهام عدالت.

2-      ساماندهی منابع بانکی.

3-      کاهش سود بانکی.

4-      شفاف سازی اقدامات دولت.

5-      حمایت از سرمایه گذاری مردمی و مهار سرمایه گذاری دولتی.

6-    پیگیری واگذاری بخشهای دولتی براساس ابلاغیه سیاستهای کلی اصل ۴۴. 

7-     توزیع عادلانه منابع مالی برای همه نقاط کشور.

8-     حضور دولت در همه مناطق. 

9-      برقراری رابطه محبت آمیز میان مردم و دولت.

10-    پرهیز از ورود به دعواها و جنجال های سیاسی.

11-     تلاش برای حفظ وحدت و یکپارچگی.

12-    تأکید بر خدمت رسانی به مردم.

13-    تقویت روحیه خودباوری و فضای ایمانی و آرمانی در کشور.

14-   پایبندی جدی بر اصول نظام برای حفظ عزت و اقتدار ملت ایران در  عرصه سیاست خارجی.

15-   حمایت از فعالیتهای علمی و پیشرفت در عرصه های مختلف علم و فناوری.

16-     تسریع در فعالیتهای عمرانی.

17-   اصلاح جهتگیری های آموزشی.

18-    توجه به اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان.

19-   تمرکززدایی از تهران.

20-   کاهش هزینه های غیرضروري.

21- حمایت از تولیدات داخلی.

22-  حمایت از سرمایه گذاری خارجی.

23-  حمایت از صادرات غیرنفتی.

24-   تلاش برای کاهش تورم.

25-   آغاز اقدامات خوب در بخش مسکن روستایی و شهری.

 

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 22:56  توسط   | 

همه چيز در كمتر از يك شبانه روز اتفاق افتاد: مثل هميشه ؛ دقيقه نود! دنبال آن بوديم كه به مناسبت هفته دولت يك كار خاصي كرده باشيم منتها چه كاري ...هنوز نمي دانستيم!

پنج شنبه بود كه باخبر شديم جناب آقاي صفارهرندي روز بعد مهمان مردم قم هستند ... دو دو تا كه كرديم ديديم ايشان وزير فرهنگ و ارشاد، ما هم يك تشكل فرهنگي – مذهبي... همچين موقعهايي مي گويند كور از خدا چي مي خواد...!

ساعت از 12 شب گذشته بود كه طرح  مصاحبه را ريختيم و تا صبح هزار و يك نقشه كه چه طور بتوانيم چند دقيقه اي ايشان را پاي سوالهايمان بنشانيم ...خدا خير بدهد آقاي رسايي را(مدير ارشاد قم را مي گوييم) ... مثل هميشه بار زحمت ما را به دوش گرفتند. صبح كه با واسطه يكي از دوستان با ايشان تماس گرفتيم جواب قطعي را موكول كردند به تماس دوباره اي كه ظهر بايد با ايشان مي گرفتيم... ساعت حدودا 45/11دقيقه بود كه موفق شديم با ايشان تماس بگيريم ...

- سلام؛ خسته نباشد... آقاي رسايي چه خبر ؟!          

 شايد فكرش را مي كرديم كه خيلي منتظر شنيدن جواب مثبت نبوديم: اقاي صفارهرندي قرار بود بعد از نماز جمعه راهي تهران شوند و علي الظاهر قصد صرف نهار را هم در قم نداشتند...                               

- يعني هيچ راهي نمانده؟

مانده بود! يك راه مانده بود؛ آن هم به همت بچه ها بستگي داشت. طرح را ايشان دادند:

- برويد پشت  در جنوبي مصلي ...آنجا باشيد تا ببينم مي شود كاري كرد...

خيلي منتظر نمانديم. بنده خدا توانسته بود يكي از مسئولين نماز جمعه را مجاب كند كه: چند تا از خواهرهاي هيئت بانوان مبلغه آمده اند و مي خواهند چند دقيقه با آقاي صفار مصاحبه اي داشته باشند. كارشان را راه بيندازيد بي زحمت...!

از در كه وارد شديم هدايتمان كردند به يك اتاق كه پشت جايگاه سخنران بود و بعد انتظار براي آمدن آقاي وزير ... سوالاتمان را هنوز كامل مرور نكرده بوديم كه آقاي صفارهرندي داخل آمدند: مثل هميشه، ساده و صميمي ... بعد از همايش ‹بررسي چالش هاي پيش روي دولت اسلامي› كه ايشان به دعوت ما و دو نهاد ديگر برگزار كننده همايش به قم آمده بودند؛ اين بار دومي بود كه ايشان را در قم زيارت مي كرديم و شايد – كه نه ؛ حتما – خيلي حرفها و صحبت ها بود كه بايد مي زديم اما كار خوب را اقاي رسايي كرد كه همان اول آب پاكي را ريخت روي دستهايمان:

- طولش ندهيد لطفا ... فرصت زيادي نيست!  

حالا ما مانده بوديم و انبوه سوالها و حرفهايي كه با خود آورده بوديم و آقاي رسايي كه گاه و بي گاه مچ دستشان را بالا مي آوردند و ساعت را متذكر مي شدند كه: شما را به خدا كمي زودتر...!

 

 

* ضمن عرض سلام و خسته نباشد و تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد...آقاي صفارهرندي شما به عنوان عضوي از اعضاي هيئت دولت بعد از يك سال كه از  فعاليت آن مي گذرد چه  نمره اي به دولت می دهید ؟

من مناسب نمی بینم خود اعضای دولت به خودشان نمره  بدهند و به نظرم خدمات دولت باید توسط  مردم ارزیابی شود. به هر نسبتی که ارزیابی مردم از کار دولت  مثبت تر باشد ما خوشحال تر می شویم و اگر ما ارزیابی اي از کار خودمون داشته باشیم که با ارزیابی مردم منافات داشته باشد در این صورت این مصیبت بزرگی است چون بین دو موضع گیر می کنیم که: از نگاه خودمان باید حمایت کنیم یا از نگاه  مردم... من همین جا در بست می گويم که ما طرفدار نگاه مردم هستیم؛ هر چه که مردم بگويند درست است. بنابراین، نمی شود که ما قبلش یك برچسبی بزنیم که مردم نتوانند آن را عوض کنند.

 

*فكر مي كنيد چهار شعار اصلی دولت ؛يعني عدالت ،مهرورزی ، خدمتگذاري و پيشرفت و تعالي؛ چقدر در جامعه تحقق پیدا کرده و مردم چقدر با اين مفاهيم آشنا شده اند؟

یک واقعیت هست که این شعارها شعارهای اختراعی دولت نبود. این شعارها در حقیقت با وقوع انقلاب اسلامی پيدا شد . آمد و به صورت یک انتظار و توقع بر دل های مردم نشست. مردم اصلا انقلاب را به خاطر عدالت دوست داشتند؛ مردم انقلاب را به خاطر خدمتگذاری و مهرورزی خدمتگذاران خودشان پذیرفتند و دوست داشتند. کاری که دولت جدید کرد آن بود که  اولا شعار عدالت و مهرورزی و خدمت و عزت را در جامعه سر دست گرفت و این در حالی بود  که بعضی ها در گذشته می خواستند این شعار ها را به زیر بکشند؛ یعنی به نوعی توجیه می تراشیدند که نمی شود عدالت را اجرا کرد؛ نمی شود زیاد برای خدمتگذاری به مردم سرمایه گذاری کرد و ما موظفیم آن چه که به نظرمان می رسد را عمل کنیم. این حرفی بود که بعضی از دولتمردان در گذشته مطرح می کردند. دولت نهم در حقیقت آمد و خط بطلانی بر آن برداشت کشید و بعد حرکت عملی را هم در مسیر تحقق  این شعارها  آغاز کرد.

 

*مي شود بيشتر توضيح بدهيد؟

 من به طور مثال عرض می کنم این کاری  که دولت در جهت توزیع دارايی ها و در آمدهای کشور میان اقشار مردم، تحت عنوان توزیع ‹سهام عدالت› آغاز کرده  معناي آن آیا جز این است که حرکت عملی به سمت عدالت از سوي دولت آغاز شده؟ یا مثلا وقتی دولت می گويد که من می خواهم خدمت را تمام و کمال انجام بدهم و مي آيد از نرخ بهره هاي بانکی کم می کند تا مردم آرامش خاطر داشته باشند تا کسی كه می خواهد برود یك کار تولیدی انجام دهد و يا آن کسی که می خواهد کشاورزی خودش را رونق بدهد مواجه نباشد با دغدغه سود بانکیِ خیلی سنگینی که باید بپردازد؛ این آیا نشان دهنده خدمت نیست؟ این که دولت به جای این که همّ خودش را فقط صرف مرکز بکند، برود سراغ ضعیف ترین حلقه ها ی حکومت در شهر ها و روستاهای دور افتاده و اردوی خدمتش را آنجا بزند، آیا این نشان دهنده خدمت بر وفق عدالت نیست؟ به نظرم وقتی  دولت چنين حرکتی را آغاز کرده می شود گفت که این اراده ای که قبلا در مقام شعار مطرح کرده بود،  به سمتش حرکت نسبی را هم آغاز کرده است. البته باید حاصل بيشترش را در آینده های نزدیک ان شاء الله مشاهده کنیم .

 

*بعد از واقعه دوم خرداد یک موج سیاسی و فرهنگی در جامعه به وجود آمد و طوری شد که همه درگیرش شدند . انتظار مي رفت كه اگر يك كانديداي انقلابي روی کار بيايد چنین موجی از رونق بیافتد و البته افتاد و متعاقبا مردم هم یك انتظاراتی پیدا کردند. ولی هنوز مثل این که دولت نتوانسته كاري كند كه انتظارات ملت كاملا برآورده شود و مردم بتوانند اين تغییرات را لمس كند. البته درست است كه بايد زمان بگذرد و ما  نمی توانیم به اين سرعت توقع تغيير و تحولات آنچناني داشت باشيم ولی به نظر مي رسد هنوز آن اتفاقی که باید بفیتد خیلی نیفتاده که مردم بتوانند با تمام وجود لمسش کنند. شما فكر مي كنيد علتش چيست؟

ببینید شما هم اشاره کردید که نمی شود توقعات را در همین یک ساله محقق كرد. مخصوصا که ما در یك جاهایی از صفر هم شروع نکرده ايم بلكه از زیر صفر شروع کردیم! اول باید خودمان را می رساندیم به نقطه صفر که همه چیز عادی بشود و بعد تازه به سمت جلو حرکت بکنیم. با توجه به این ها من معتقدم که یك جاهایی می شود گفت که يك حرکت قابل قبولی صورت گرفته؛ به طور مثال یك بخش آن در صحنه بین المللی است . واقعا یك نوع سر خوردگی، یك نوع احساس حقارت در جامعه ما بر اثر فشار های بین المللی که به دولتمردان ما وارد می شد وجود داشت و بعضا آن ها را هم وادار به تسلیم مي کرد؛ یعنی عنقریب بود که دست هايشان را بالا ببرند! خب، در دولت جدید حقیقتا این روند معکوس شد؛ یعنی حالا این دولت است که الان قدرتمندان دنیا را به چالش کشیده بدون این که بر طبل جنگ و این ها بخواهد بکوبد. با زبان بسیار ملایم اما مستدل و قوی با یار گیری درست در سطح جهان توانسته است یك اعتماد به نفس جدیدی را به ملت بدهد. من فکر می کنم این بخشی است که قابل مشاهده هست .اگر بروید بين همین جوان ها، احساس سرخوردگی سابق دیگر وجود ندارد بلكه احساس عزت می کنند. این یك دستاورد بزرگ است.

 

*كلام شما درست است؛ اما در زندگي جاري مردم تغييرات را چگونه مي توان ديد؟

 در عرصه رسیدگی به مسائل روزمره مردم هم ببینید واقع مطلب این است که سرمایه گذاری کردن برای کارهایی که ما از آن نتایج بزرگ را انتظار داریم زماني طولانی می طلبد. یك کارخانه  برای این که راه بیفتد گاهی چند  سال طول می کشد. دولت هم با علم به این که این چیز ها زود به دست نمی آيد دو هدف را براي خودش پيش بيني كرده است. یك هدف گذاری دراز مدت و یک هدف گذاری کوتاه مدت. مثلا رونق بخشیدن به اشتغال در تعرفه طرح های زود بازده دولت است. الان هدف گذاری برای ایجاد یک میلیون شغل در سال جاري  یک هدف قابل تحققی است و طوری برنامه ریزی شده که می توانیم به آن برسیم .

سرویس دهی به نسل جوانی که انگیزه هايشان را برای داشتن یك زندگی  سالم و جمع و جور داشتند از دست می دادند؛ با اعلام این که ما صندوق مهر رضا را تعبیه کردیم که در موج اولش به همه جوان هايی که در آستانه ازدواج هستند وام ازدواج قابل قبولی بدهد و در مرحله  بعد تأمین مسکن برای همه مردم را در دستور کار قرار بدهد، این ها به نظرم می تواند خودش تبدیل به يك موج بشود؛ یعنی  بین قشر های مختلف مردم اگر یك چنین امیدی به وجود نیامده بود گمان من این است که در این سفرهای استانی که دولت می کند جوشش محبت مردم در گرد رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت را شاهد نبودیم.

 

*آقاي صفار هرندي از نگاه شما اين دولت بر اساس چه گفتماني بنا شده است ؟

ببينيد روال کار قبلی ها، گفتمان سازی های ذهنی و تخیلی بود و به درد محفل ها و بحث کردن ها و غيره می خورد. این دولت از این گفتمان سازی های در حقیقت خیالی، خودش را عبور داده و رسانده به مرحله ای که می گويد ما در صحنه عمل نشان خواهیم داد. البته گفتمان غالب این دولت گفتمان انتظار است؛ انتظار برای حکومت واقعی صالحان و شایستگان يعني همان وعده خداوندی و من فکر می کنم که اگر روي این گفتمان دوستان دانشجوی ما، دوستان طلبه ما، جوانان ما بنشینند و بررسی بکنند آنوقت خواهند دید که می شود بحث جدی و به درد بخور همه محفلهايمان را بر اساس همين گفتمان قرار بدهیم و آینده را با این نگاه ان شاء الله در نظر بگیریم.

 

*چندي پيش دکتر الهام از یکی ازروزنامه ها شكايتي داشت و سر آن ماجرا حرف ها و حديث هاي زيادي پيش آمد.شما به عنوان عضوي از اعضاي هيئت دولت، فكر مي كنيد دولت مرز بین تخریب و انتقاد را چگونه مي سنجد؟

دولت از انتقاد حمایت می کند و اصلا این را کمک به دولت تلقی می كند . یعنی اگر انتقاد سازنده و سالم صورت بگیرد این دولت احساس می کند كه دارد کمک می شود. آن چیزی که سبب شد آقای الهام آن صحبت ها را داشته باشند -که حالا زمانش هم خیلی مناسب نبود- تهمت ها و دروغ زنی هایی ست که دارد اطراف دولت و به خصوص شخص رئیس جمهور مي گردد. کسی مثلا بيايد و بگويد فلانی ها بردند و خوردند، خب باید این ها را  اثبات بکند يا اينكه بگويد فلانی ها فامیلهای خودشون را آورده اند سر کار، بعد یك موردش را هم نتواند  نشان بدهد...  طبیعی است که دروغ زنی با انتقاد سازنده كردن، فرق دارد.

 

*آقاي وزير در مورد كنترل فیلم هايي كه مناسب سينماي يك كشور اسلامي نيست، چه کرده اید ؟

متاسفانه آنچه که هنوز دارد نمایش داده می شود یك سری اش همان چیزهای گذشته است. تولیداتی که یك مقدار باید در آن موازین رعایت شده باشد هنوز به دست نیامده... انتظار هم نداشته باشید در حوزه فیلم و کار هنری يك مرتبه همه چيز درست شود. ما زمان بیشتر می خواهیم. اجازه بدهید با تحمل و تامل، درست پیش برویم. من آن موقع می توانم به شما وعده روزهای بهتري را در طول مثلا یك يا دوسال آینده بدهم.

 

* به نظر مي رسد بهترين راه، حمایت از کارگردانان متعهد باشد در اين زمينه كاري صورت گرفته است؟

همین طور است و ما هم اين كار را كرده ايم. به این معنا که ما آن ها را فرا مي خوانيم با ايشان صحبت می کنیم و بهشان قول مي دهيم که حمایت ما بیش تر شامل حال آنها می شود.

 

*از آنجايي كه شما وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستيد يكي از مسائلي كه در حوزه مسئوليت شما مطرح مي شود كيفيت عملي شدن دستورات اسلامي در جامعه است و به همين جهت بعضا مسائلي از اين قبيل حتي اگر در محدوده وزارت شما نباشد را متوجه شما مي دانند. براي مثال آنچه امروز در ورزش بانوان اتفاق مي افتد مانند عدم رعايت حد و مرز هاي شرعي كه با حضور داوران مرد در ميدان مسابقات بانوان صورت مي گيرد  يا پوشش نامناسب بانوان درمقابل آقايان و چيزهاي ديگري از اين دست...دراين باره چه توضيحي داريد؟

شما بايد یك وقتی آقای علی آبادی را به همین هیئتتان دعوت کنید و اعتراض خودتان رو به ايشان منعکس کنید بعضی از این چیز ها را واقعا باید اعتراض کرد حالا یا لا اقل تلویزیون نشان ندهد که چنین اشتباهاتی تثبیت نشود. من هم این مخالفت شما رو منتقل می کنم.

( خدا را شكر.. مصاحبه بعدي هم جور شد!! آقاي علي آبادي منتظر ما باشيد!)

 

*آقاي صفار،در مسافرت استانی اي كه داريد خانواده را همراه مي بريد؟

نه .

 

*مواقعي كه در سفر هستيد به ايشان سخت نمی گذرد ؟

فکر می کنم اون ها می بينند كه من مسولیت جدید را  پذیرفته ام. آن ها هم پذیرای سختی های قبول مسولیت شده اند.

 

*چند تا فرزند  دارید ؟

دو تا .

 

*پسر یا دختر ؟

پسر هستند. 

 

*با خانواده راجع به کار صحبت می کنید ؟

کم نه!

 

* و آخرين سوال هم درباره هيئت بانوان مبلغه ...آقاي صفار، نظر شما راجع به شعار هیئت ما که تهذیب ،بصیرت و تشکل است چیست ؟

باید به خاطر حسن انتخابتان بهتان تبریک گفت. واژه های بسیار قشنگی را انتخاب کرده اید .در مورد بصیرت تاکید بیشتری دارم و همان کلام مولا امیر المومنین(ع) که اگر اشتباه نکنم فرمودند "لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر". این بار سنگین را نمی شود برداشت مگر باکسانی که اهل صبر _صبر را هم حالا باید معنا کرد. من به استقامت معنی می كنم و هم به یك اعتباری به عبادات یعنی ‹اهل تعبد› _و اهل بصر كه همان بصیرتی است که شما شعار خودتان کرده اید: روشن بینی و داشتن تحلیل درست از شرایط زمان .

 

*آقاي وزير ، از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد بي نهايت متشكريم...

اميدوارم كه هميشه موفق باشيد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/07ساعت 13:7  توسط سردبیر  | 

                                    

به مناسبت فرارسیدن هفته دولت...

           مصاحبه اختصاصی هیئت بانوان مبلغه دولت اسلامی با

                              وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

جزئیات و متن کامل مصاحبه به زودی روی شبکه قرارخواهد گرفت...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/03ساعت 15:3  توسط سردبیر  | 

بزرگترين حادثه عالم

زمان ها خودشان هيچ مزيتي ندارند بعضي بر بعضي، زمان يک موجود ساري متحرک است و متعين و هيچ فرقي ما بين قطعه اي با قطعه اي ديگر نيست. شرافت زمان ها يا نحوست زمان ها به واسطه قضايائي است که در آنها واقع مي شود. اگر چنانچه شرافت زمان به واسطه حادثه اي است که در آن زمان واقع مي شود، بايد عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر " من الازل الي الابد" روزي شريفتر از آن نيست، براي اينکه حادثه اي بزرگتر از اين حادثه اتفاق نيفتاده است . حوادث بسيار بزرگي در دنيا اتفاق افتاده است. بعثت انبيا بزرگ، انبياء اولوالعزم و بسياري از حوادث بسيار بزرگ، لکن حادثه اي بزرگتر از رسول اکرم  در عالم وجود نيست غير از ذات مقدس حق تعالي و حادثه اي بزرگتر از بعثت او هم نيست. بعثتي که بعثت رسول ختمي است و بزرگترين شخصيت هاي عالم امکان و بزرگترين قوانين الهي، و اين حادثه در يک همچو روزي اتفاق افتاده است و اين روز را بزرگ کرده است و شريف، و همچو روزي ما ديگر درازل و ابد نداريم و نخواهيم داشت.

تزکيه نفوس

اول آيه اي که به رسول اکرم (ص) به حسب روايات و تواريخ وارد شده است ، آيه " اقرا باسم ربک" است و اين آيه اولين آيه اي است که به حسب نقل، جبرئيل بر رسول اکرم خوانده است و از اول به قرائت و به تعلم دعوت شده است " اقرا باسم ربک الذي خلق" و در همين سوره است که " ان الانسان ليطغي ان راه استغني" اين سوره اولين مورد وحي (است) و دراولين نزول وحي اين آيه دراين سوره وارد شده است که " کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني" معلوم مي شود که طغيان و طاغوت بودن از اموري است که در راس اموراست. و براي طاغوت زدائي بايد تعليم کتاب و حکمت و تعلم کتاب و حکمت کرد و تزکيه کرد. انسان اينطوري است، وضع روحي همه انسان ها اينطور است که تا يک استغنائي پيدا مي کند طغيان مي کنند.

(آدمي) استغناي مالي که پيدا مي کند به حسب همان مقدار طغيان پيدا مي کند، استغناي علمي که پيدا مي کند به همان مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي کند به مقدار طغيان مي کند، مقام که پيدا مي کند به مقداري که مقام پيدا کرده است طغيان مي کند. فرعون را که خداي تبارک وتعالي مي گويد طاغي است ، براي همين است که مقام پيدا کرده بود و انگيزه الهي در او نبود و اين مقام او را به طغيان کشيده بود. کساني که چيزهائي که مربوط به دنياست آنها را بدون تزکيه نفس پيدا مي کنند، اينها هر چه پيدا بکنند طغيانشان زيادتر خواهد شد و وبال اين مال و اين منال و اين مقام و اين جاه و اين مسند از چيزهايي است که موجب گرفتاري هاي انسان است در اينجا و بيشتر در آنجا .

انگيزه بعثت اين است که ما را از اين طغيان ها نجات دهد و ما خودمان را تزکيه کنيم، نفوس خودمان را صفا دهيم  و نفوس خودمان را ازاين ظلمات نجات بدهيم. اگر اين توفيق براي همگان حاصل شد ، دنيا يک نوري مي شود نظير نور قرآن و جلوه نور حق.

تمام اختلافاتي که بين بشر هست، اختلافاتي که بين سلاطين هست، اختلافاتي که بين قدرتمندان هست ريشه اش همان طغياني است که در نفس هست ريشه اين است که انسان ديده است که خودش يک مقام دارد طغيان کرده است و چون قانع نمي شود به آن مقام، اين طغيان اسباب تجاوز مي شود، تجاوز که شد اختلاف حاصل مي شود و اين فرق نمي کند. از آن مرتبه نازلش طغيان است تا آن مرتبه عالي آن. از مرتبه نازلي که در يک روستا بين افراد اختلاف حاصل مي شود ، ريشه اش همين طغيان است تا مرتبه بالاتر و هر چه بالاتر برود طغيان زيادتر مي شود. فرعوني که طغيان کرد و" انا ربکم الاعلي" گفت، اين انگيزه در همه است فقط در فرعون نيست . اگر انسان را سر خود بگذارند" انا ربکم الاعلي" خواهد گفت:

انگيزه بعثت اين است که اين نفوس سرکش را  اين نفوس طاغي و ياغي را از آن سرکشي و از آن طغيان و از آن ياغيگري نجات دهد و تزکيه کند نفوس را.

همه اختلافاتي که در بشر هست براي اين است که تزکيه نشده است. غايت بعثت اين است که تزکيه کند مردم را تا به واسطه تزکيه، هم تعلم حکمت کند و هم تعلم قرآن  و کتاب و اگر چنانچه تزکيه بشوند طغيان پيش نمي آيد. کسي که تزکيه کرد خود را هيچ گاه خودش را مستغني نمي داند " ان الانسان ليطغي ان راه استغني" وقتي که خودش را مي بيند و براي خودش مقام قائل است وبراي خودش عظمت قائل است اين خودبيني اسباب طغيان است.

اختلافاتي که بين هم بشر هست، اختلافاتي که بر سر دنيا بين همه بشر هست اين اختلافات ريشه اش طغياني است که در نفس هاست و گرفتاريي است که انسان در گرفتاري به خود دارد و به هواهاي نفسانيه. اگر انسان تزکيه بشود و نفس انسان تربيت بشود ، اين اختلافات برداشته مي شود.

    

 تحول عرفاني در جهان

مساله مبعث و ماهيت آن و برکاتش چيزي نيست که بتوان با زبان هاي الکن ما از آن ذکري کرد و به قدري ابعاد آن زياد است و جهات معنوي و مادي آن زياد است که گمان ندارم حتي بتوان حول آن صحبتي کرد.

مساله بعثت يک تحول علمي- عرفاني در عالم ايجاد کرد که آن فلسفه هاي خشک يوناني را که به دست يوناني ها تحقق پيدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد، مبدل کرد به يک عرفان عيني و يک شهود واقعي براي ارباب شهود...

اگر کسي سير کند در فلسفه هاي قبل ازاسلام و فلسفه هاي بعد از اسلام و خصوصاً قرن هاي آخر و عرفاي قبل از اسلام و آن کساني که در هندوستان و امثال آن يک همچو مسائلي داشتند، و عرفاي بعد از اسلام که به تعلم اسلام در اين امر وارد شده اند، مي فهمد که چه تحولي بعد (از آن ) حاصل شده است. در صورتي که عرفاي بزرگ اسلام هم راجل هستند در کشف حقايق قرآن. لسان قرآن که از برکات بعثت، از برکات بزرگ بعثت رسول خداست، لساني است که سهل و ممتنع است. بسياري شايد گمان کنند که قرآن را مي توانند بهفمند، از باب اينکه به نظرشان سهل است. بسياري از ارباب معرفت و ارباب فلسفه گمان مي کنند که قرآن را مي توانند بفهمند، براي اينکه آن بعدي که براي آنها جلوه کرده است و آن بعدي که درپس اين ابعاد است ، براي آنها معلوم نشده است. قرآن داراي ابعادي است که تا رسول اکرم صلي الله عليه و اله و سلم مبعوث نشده بودند و قرآن متنزل نشده بود از آن مقام غيب ، نازل نشده بود از آنجا ، و با آن جلوه نزولي اش در قلب رسول خدا جلوه نکرده بود، براي احدي از موجودات ملک و ملکوت ظاهر نبود بعد از آنکه اتصال پيدا کرد مقام مقدس نبوي ولي اعظم با مبدأ فيض به آن اندازه اي که قبل اتصال بود، قرآن را نازلتاً و منزلتاً کسب کرد. در قلب مبارکش جلوه کرد و با نزول به مراتب هفتگانه به زبان مبارکش جاري شد.

قرآني که الان در دست ماست ، نازله هفتم قرآن است و اين از برکات بعثت است و همين نازله هفتم آنچنان تحولي در عرفان اسلامي، درعرفان جهاني بوجود آورد که اهل معرفت شمه اي از آن را مي دانند و همه ابعاد آن و جميع ابعاد آن براي بشر( هنوز) معلوم نشده است و معلوم نيست معلوم شود. و اين از برکات بعثت است اينقدري که معرفت براي اهل معرفت حاصل شده است. اين ازنازله کتاب خداست به وسيله نزول بر قلب رسول الله که آن هم از اسرار بزرگ است. کيفيت وحي از اموري است که غير از خود رسول خدا و کساني که در خلوت با رسول خدا بودند ، يا اينکه از او الهام گرفته اند کسي آنرا نمي تواند بفهمد و لهذا هر وقت خواستند معرفي هم بکنند با زبان ما عامي ها معرفي کردند، چنانچه خداي تبارک و تعالي با زبان آن بشرعامي خودش را با شتر معرفي مي کند، با آسمان معرفي مي کند، با زمين معرفي مي کند، با خلق  امثال اينها، براي اين است که بيان قاصر است از اينکه آن مطالبي که هست ادا بشود و تا آن حدي که بيان مي توانسته اداکند قرآن ادا کرده است و هيچ کتاب معرفتي ادا نکرده است، آنهايي که ادا کردند به تبع قرآن ادا کردند.

اگر قرآن نبود باب معرفت الله بسته بود الي الابد، و آن فلسفه يوناني يک باب ديگري است که در محل خودش بسيار ارجمند است براي اينکه با استدلال ثابت مي کند، نه معرفت حاصل مي شود، وجود خداي تبارک و تعالي از باب دليل اثبات مي شود و معرفت غير اثبات وجود است و قرآن آمده است که هم اثبات بکند به همان طريقه هاي متعارف و طريقه هاي بلکه گاهي نازل تر از آن و هم پرده ديگرش عرفان قرآن است که آن را... در هيچ کتابي نمي يابيد، حتي در کتب عرفاني اسلامي که متحول شده است و با عرفان قبل از اسلام بسيار فرق دارد. و تعبيرات قرآني غير از آني است که آنها دارند.

يک نحوه ديگري هست، يک لطايف ديگري در قرآن هست و اينها همه از برکات بعثت است و برکات بعثت آن مقداري که در معنويات هست ، در ماديات ظاهر نشده است، لکن آن مقداري هم که در ماديات ظاهر شده است ، قبل از اسلام نبوده است. اتصال معنويت به ماديت و انعکاس معنويت در همه جهات ماديت از خصوصيات قرآن است که افاضه فرموده است.

رفع ظلم

بعثت رسول خدا براي اين است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اينکه مردم بتوانند با قدرت هاي بزرگ مقابله کنند به مردم بفهماند. بعثت براي اين است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام اينها را از ظلمت ها نجات بدهد، ظلمات را بکلي کنار بزند و به جاي او نور بنشاند، ظلمت جهل را کنار بزند و به جاي او نورعمل بياورد، ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جاي او عدالت بگذارد، نور عدالت را به جاي او بگذارد و راه او را به ما فهمانده است. فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمين برادر هستند و بايد با هم وحدت داشته باشند، تفريق نداشته باشند.

ختم نبوت

انبياء سلف هم کشف داشتند و هم بسط، اما نه بطوراطلاق بلکه في الجمله. اگر چه در اين معني مختلف بودند؛ چنانچه اولوالعزم ها، کشف و بسط حقايق را بيشتر داشتند و وجود نازنين احمدي(ص) که کشف تام و بسط تمام و تام داشت، خاتم شد و خاتم پيامبران گرديد؛ يعني به آن نحوي که ممکن است حقيقت کشف شود، براي حضرت محمد(ص) کشف بود و به آن قدري که ممکن است حقايق بسط شود براي حضرت بسط نمود. لذا ديگر ممکن نيست کشف و بسط ،  اَتـَم ازاين باشد تا نبوت ديگري حاصل آيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 15:15  توسط   | 

پاره تن رسول خدا، حضرت‏ فاطمه زهرا عليهاالسلام، كه در خانه‏ وحى پرورده شده بود و صداى بال ‏جبرئيل را شنيده بود، پس از رحلت ‏نبى‏اكرم صلى‏الله‏ عليه ‏و آله، و در پى‏ جفاى بزرگى كه مردم در حق‏ خاندان او روا داشتند، با قلبى پرخون ‏به مسجد مدينه درآمده و رو به مردم‏ غفلت ‏زده خطبه‏اى ايراد مى‏كند كه در تاريخ سخنوران عرب جاودانه ‏مى‏شود. آن حضرت در اين خطبه به‏ زيباترين بيان، بعثت و رسالت ‏نبى‏اكرم را به ‏وصف مى‏كشند و حال و روز مردم ‏جزيرة العرب را قبل و بعد از بعثت ‏به ‏تصوير درمى‏آوردند.

حضرت فاطمه زهراعليهاالسلام، در ابتداى خطبه مزبور به حمد و ثناى الهى پرداخته ومى‏فرمايد:

" ستايش خداى را بر آنچه ارزانى ‏داشت و سپاس او را بر انديشه نيكو كه در دل نگاشت. سپاس بر نعمتهاى‏ فراگير كه از چشمه لطفش جوشيد. وعطاهاى فراوان كه بخشيد. ونثار احسان كه پياپى پاشيد. نعمتهايى كه‏ از شمار،افزون است. و پاداش آن از توان بيرون. و درك نهايتش نه در حد انديشه ناموزون. سپاس را مايه فزونى نعمت نمود. و ستايش را سبب فراوانى پاداش‏فرمود. و به درخواست پياپى برعطاى خود بيفزود. گواهى مى‏دهم كه‏ خداى جهان يكى است. و جز او خدايى ‏نيست. ترجمان اين گواهى دوستى‏ بى‏آلايش است. و پاى ‏بندان اين اعتقاد، دلهاى با بينش. و راهنماى رسيدن‏ بدان، چراغ دانش. خدايى كه ديدگان او را ديدن نتوانند، و گمانها چونى وچگونگى او را ندانند. همه چيز را ازهيچ پديد آورد. و بى‏نمونه‏اى انشا كرد. نه به آفرينش آنها نيازى داشت. و نه ازآن خلقت ‏سودى برداشت. جزآن كه خواست قدرتش را آشكار سازد وآفريدگان را بنده‏وار بنوازد. و بانگ ‏دعوتش را درجهان اندازد. پاداش را درگرو فرمانبردارى نهاد. و نافرمانان ‏را به كيفر بيم داد. تا بندگان را ازعقوبت ‏برهاند، و به بهشت كشاند. "(۱)

آن حضرت در ادامه در بيان‏آفرينش و بعثت‏ حضرت‏ ختمى ‏مرتبت مى‏فرمايد:

" گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد بنده ‏او و فرستاده اوست. پيش از آن كه او را بيافريند او را برگزيد. و پيش از پيمبرى ‏تشريف انتخاب بخشيد و به(خوب) ناميش ‏ناميد كه مى‏سزيد.

و اين هنگامى بود كه آفريدگان از ديده نهان بودند. و در پس پرده بيم‏ نگران. و در پهنه بيابان عدم ‏سرگردان. پروردگار بزرگ پايان همه‏ كارها را دانا بود. و بر دگرگونى‏هاى‏ روزگار در محيط بينا. و به سرنوشت ‏هر چيز آشنا. محمد صلى‏الله ‏عليه ‏و آله را برانگيخت تا كار خود را به اتمام و آنچه را مقدرساخته به انجام رساند. پيغمبر كه ‏درود خدا بر او باد ، ديد: هر فرقه‏اى‏ دينى گزيده. و هر گروه در روشنايى‏ شعله‏اى خزيده. و هر دسته‏اى به بتى ‏نماز برده. و همگان ياد خدايى را كه ‏مى‏شناسند از خاطر سترده‏اند.

پس خداى بزرگ تاريكيها را به ‏نور محمد روشن ساخت. و دلها را از تيرگى كفر بپرداخت. و پرده‏هايى كه‏ بر ديده‏ها افتاده بود به يك سوانداخت. سپس از روى گزينش ومهربانى جوار خويش را بدو ارزانى‏ داشت. و رنج اين جهان كه خوش ‏نمى‏داشت، از دل او برداشت. و او را درجهان فرشتگان مقرب گماشت. و چتر دولتش را در همسايگى خود افراشت. و طغراى مغفرت و رضوان را به نام اونگاشت.

درود خدا و بركات او بر محمد صلى‏الله‏ عليه ‏و آله پيغمبر رحمت، امين وحى و رسالت و گزيده ازآفريدگان و امت ‏باد." (۲)

                                  

آنگاه رو به مجلسيان كرده وآنچه را كه پيامبر خاتم (ص) بر آنها ارزانى ‏داشته بود، چنين برمى‏شمارد:

شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال وحرام، و حاملان دين و احكام، وامانت ‏داران حق و رسانندگان آن به ‏خلقيد.

حقى را از خدا عهده داريد. و عهدى ‏را كه با او بسته‏ايد پذيرفتار. ما خاندان را، در ميان شما به خلافت ‏گماشت و تاويل كتاب‏الله را به عهده ‏ما گذاشت. حجتهاى آن آشكار است، وآنچه درباره ماست پديدار. و برهان ‏آن روشن. و ازتاريكى گمان به كنار. وآواى آن در گوش مايه آرام و قرار. وپيرويش راهگشاى روضه رحمت ‏پروردگار، و شنونده آن در دو جهان ‏رستگار.

دليلهاى روشن الهى را در پرتو آيتهاى آن توان ديد. و تفسير احكام ‏واجب او را از مضمون آن بايد شنيد.

حرامهاى خدا را بيان ‏دارنده است. و حلالهاى او را رخصت ‏دهنده. ومستحبات را نماينده . و شريعت را راه گشاينده. و اين همه را با رساترين ‏تعبير گوينده. و با روشنترين بيان ‏رساننده. سپس ايمان را واجب فرمود.

و بدان زنگ شرك را از دلهاتان زدود.

و با نماز خودپرستى را از شما دورنمود. روزه را نشان ‏دهنده‏ دوستى ساخت. و زكات را مايه افزايش روزى بى ‏دريغ. و حج را آزماينده درجات دين. و عدالت را نمودار مرتبه يقين. و پيروى ما را مايه‏ وفاق. و امامت ما را مانع افتراق. ودوستى ما را عزت مسلمانى. و بازداشتن نفس را موجب نجات، و قصاص را سبب بقاي زندگانى. وفا به‏ نذر را موجب آمرزش كرد. و تمام ‏پرداختن پيمانه و وزن را مانع از كم ‏فروشى و كاهش. فرمود مى‏خوارگى نكنند تا تن و جان ازپليدى پاك سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند، تا خويشتن را سزاوار لعنت نسازند. دزدى را منع كرد تا راه‏ عفت پويند. و شرك را حرام فرمود تا به اخلاص طريق يكتاپرستى جويند«پس چنانكه بايد، ترس از خدا را پيشه‏ گيريد و جزمسلمان مميريد!» آنچه ‏فرموده است ‏بجا آريد و خود را از آنچه ‏نهى كرده بازداريد كه «تنها دانايان ازخدا مى‏ترسند»." (۳)

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از اين خطبه به تلاشى‏ كه پدر ارجمندش براى گسترش ‏توحيد و اسلام متحمل شد اشاره‏ كرده و مى‏فرمايد:

مردم، چنانكه در آغاز سخن گفتم:

"من فاطمه‏ام و پدرم محمد صلى‏الله ‏عليه ‏وآله است «همانا پيغمبرى از ميان شما به سوى شما آمد كه رنج ‏شما بر او دشوار بود، و به‏ گرويدنتان اميدوار و بر مؤمنان ‏مهربان و غمخوار».

صبح ايمان دميد. و نقاب از چهره‏ حقيقت فرو كشيد. زبان پيشواى دين ‏در مقال شد. و شياطين سخنورلال. "(۴)

آن حضرت وضعيت مردم را در پيش از بعثت چنين به تصوير مى‏كشد:

" در آن هنگام شما مردم بر كنارمغاكى از آتش بوديد خوار. و در ديده‏ همگان بى‏مقدار. لقمه هر خورنده. وشكار هر درنده. و لگدكوب هر رونده. و نوشيدنيتان آب گنديده و ناگوار. خوردنيتان پوست جانور و مردار.

پست و ناچيز و ترسان از هجوم‏ همسايه و هم جوار. تا آن كه خدا با فرستادن پيغمبر خود، شما را از خاك ‏مذلت‏ برداشت. و سرتان را به اوج ‏رفعت افراشت.

پس از آن همه رنجها كه ديد وسختى كه كشيد، رزم‏آوران ماجراجو، و سركشان درنده ‏خو. و جهودان دين ‏به دنيا فروش، و ترسايان ناشنواي حقيقت‏ ، از هر سو بر وى تاختند. و با او نرد مخالفت ‏باختند.

هر گاه آتش كينه افروختند، آن را خاموش ساخت. و گاهى كه گمراهى ‏سر برداشت، يا مشركى دهان به ژاژ انباشت، برادرش على را در كام آنان ‏انداخت. على عليه‏السلام بازنايستاد تا بر سر و مغز مخالفان ‏نواخت. و كار آنان با دم شمشير بساخت.

او اين رنج را براى خدا مى‏كشيد. ودر آن خشنودى پروردگار و رضاى ‏پيغمبر را مى‏ديد. و مهترى اولياى حق ‏را مى‏خريد. اما درآن روزها، شما در زندگانى راحت وآسوده و در بستر امن‏ وآسايش غنوده بوديد." (۵)

فاطمه زهرا عليهاالسلام درادامه سخن به جفايى كه امت محمد صلى‏الله‏ عليه ‏وآله، پس از وفات ‏ايشان با خاندانش روا داشتند اشاره ‏كرده ومى‏فرمايد:

" چون خداى تعالى همسايگى ‏پيغمبران را براى رسول خويش گزيد، دورويى آشكار شد، و كالاى دين ‏بى‏خريدار. هر گمراهى دعوى‏ دار و هرگمنامى سالار. و هر ياوه ‏گويى دركوى و برزن در پى گرمى بازار.

شيطان از كمينگاه خود سر برآورد وشما را به خود دعوت كرد. و ديد چه ‏زود سخنش را شنيدند و سبك در پى ‏او دويديد و در دام فريبش خزيديد و به آواز او رقصيدید." (۶)

پى‏نوشت ها:

۱. شهيدى، سيد جعفر، زندگانى فاطمه ‏زهرا عليهاالسلام، صص ‏126 - 127.

۲. همان، صص‏127 - 128.

۳. همان، صص‏128 - 129.

۴. همان، ص‏130.

۵. همان، صص‏130 - 131.

۶. همان، ص‏131

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 15:12  توسط   |